معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) مَیل کردن. اِنحِراف. چسبیدن. کج شدن. || تیز رفتن ناقه، یا افتادن پاهای وی زیر دستها بجهت تیزروی. || اعتماد کردن اسب در دویدن بر یک جانب. || میل دادن کسی را. چسبانیدن. کج کردن. || گشاده داشتن دو بازو را در سجده. اعتماد کردن بر دو کف دست در سجده و گشاده داشتن هر دو بازو را. تَجَنُّح.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اجتناح
شماره: 19086
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ تِ ] (ع مص) مَیل کردن. اِنحِراف. چسبیدن. کج شدن. || تیز رفتن ناقه، یا افتادن پاهای وی زیر دستها بجهت تیزروی. || اعتماد کردن اسب در دویدن بر یک جانب. || میل دادن کسی را. چسبانیدن. کج کردن. || گشاده داشتن دو بازو را در سجده. اعتماد کردن بر دو کف دست در سجده و گشاده داشتن هر دو بازو را. تَجَنُّح.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
19086
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی