مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
اجتزاء
19055
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ تِ ]
(ع مص)
پاداش عمل خواستن از.
||
بسنده کردن. (تاج المصادر). وااستادن از چیزی. واایستادن بچیزی. بس کردن: اِجْتَزَأَ بالشی ء؛ بسنده کرد به آن. (منتهی الارب).
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
اجتزاء
شماره: 19055
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ تِ ]
(ع مص)
پاداش عمل خواستن از.
||
بسنده کردن. (تاج المصادر). وااستادن از چیزی. واایستادن بچیزی. بس کردن: اِجْتَزَأَ بالشی ء؛ بسنده کرد به آن. (منتهی الارب).
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
19055
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری