معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) پاداش عمل خواستن از. || بسنده کردن. (تاج المصادر). وااستادن از چیزی. واایستادن بچیزی. بس کردن: اِجْتَزَأَ بالشی ء؛ بسنده کرد به آن. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اجتزاء
شماره: 19055
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ تِ ] (ع مص) پاداش عمل خواستن از. || بسنده کردن. (تاج المصادر). وااستادن از چیزی. واایستادن بچیزی. بس کردن: اِجْتَزَأَ بالشی ء؛ بسنده کرد به آن. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
19055
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی