[ اِ تِ ] (ع مص) نیکو شدن حال
کسی. (تاج المصادر) (زوزنی). درست و نیکو
حال شدن. || توانگر گردیدن.
|| شکسته بستن. (منتهی الارب).
شکسته را دربسته شدن [ شاید: درست
شدن ] . (تاج المصادر بیهقی).
لینک ها و اشتراک گذاری
اجتبار
شماره: 19032
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) نیکو شدن حال
کسی. (تاج المصادر) (زوزنی). درست و نیکو
حال شدن. || توانگر گردیدن.
|| شکسته بستن. (منتهی الارب).
شکسته را دربسته شدن [ شاید: درست
شدن ] . (تاج المصادر بیهقی).