معنی و تعریف
[ ] (اِخ) ابن براق خان. مؤلف حبیب
السیر در بیان وقایع دولت غازان خان آرد: در
سال اوّل از جلوس غازان خان از جانب
خراسان خبر آمد که اجای ولد براق خان با
فوجی از سپاه توران از آب آمویه عبور نمود
و امرا و لشکریان آن حدود تاب مقاومت او
ندارند و به امداد خدام موکب غازانی
امیدوارند و چون غازان خان میدانست که دفع
آن فتنه جز ببازو و اقتدار امیر نوروز تیسیر
نخواهد پذیرفت، او را با سپاهی بلاانتها
بجانب خراسان روان فرمود و در آن زمان
لشکر اجای تا حدود مازندران رانده بودند و
قتل و غارت مینمودند اما چون از وصول
نوروزبیک خبر یافتند و امیر نوروز با جنود
دشمن سوز، شب و روز از عقب آن جماعت
طی مسافت کرده، در حدود هرات بدیشان
رسید و بضرب تیغ و سنان خلقی را بر خاک
هلاک افکنده، بقیةالسیف را بگریزانید و
متعاقب در حرکت آمده تا وقتی که مخالفان
از آب آمویه عبور کردند، بازگشت. رجوع به
حبط ج ۲ ص ۵۰ شود.