معنی و تعریف
(ع اِ) جِ آفت (آفة). آسیبها: آن
چهار که مطلوب است و بدین اغراض بجز آن
نتوانند رسید، کسب مال است از وجهی
پسندیده... و صیانت نفس از حوادث و آفات
آنقدر که در امکان درآید. (کلیله و دمنه). و
حوادث و آفات عارضی... در کمین. (کلیله و
دمنه).
بنفشه با شقایق در مناجات
فلک میگفت فی التأخیر آفات.نظامی.
- آفات آسمانی؛ در زراعت، آسیبهای
جوّی که به کشت رسد، چون سِن و تگرگ و
ملخ و شجام و زنگ و امثال آن.
|| مصائب. بلیات. مِحَن.