معنی و تعریف
[ اُ ] (ترکی، اِ) اجاغ. دیگدان. دیگ پایه. آتشدان. || دودمان. خاندان. آل. دوده: با اُجاق شاه مردان هرکه خصمی میکند خانه اش را روشنی از خانه روشن کردنست. واله هروی.
|| دهانهٔ مبرز. نشیمن مستراح. || چهارپایه ای چوبین که ناوهٔ گِل کشان را بر آن نهند برای پر کردن گل. || (ص) صاحب کرامات و کشف: فلان اجاق است. - اجاق الکلی؛ آلتی طبخ را که با الکل سوزد. - اجاق فرنگی؛ قسمی منقل آهنین با سوراخها در اطراف دیواره که بر آن طبخ کنند. - اجاق نفطی؛ آلتی طبخ را که با نفط سوزد.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اجاق
شماره: 18969
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اُ ] (ترکی، اِ) اجاغ. دیگدان. دیگ پایه. آتشدان. || دودمان. خاندان. آل. دوده: با اُجاق شاه مردان هرکه خصمی میکند خانه اش را روشنی از خانه روشن کردنست. واله هروی.
|| دهانهٔ مبرز. نشیمن مستراح. || چهارپایه ای چوبین که ناوهٔ گِل کشان را بر آن نهند برای پر کردن گل. || (ص) صاحب کرامات و کشف: فلان اجاق است. - اجاق الکلی؛ آلتی طبخ را که با الکل سوزد. - اجاق فرنگی؛ قسمی منقل آهنین با سوراخها در اطراف دیواره که بر آن طبخ کنند. - اجاق نفطی؛ آلتی طبخ را که با نفط سوزد.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
18969
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی