معنی و تعریف
[ اِ دَ ] (ع مص) جیّد گردانیدن.
|| نیک گفتن. (منتهی الارب).
نیک گفتاری. || نیک کردن.
(مجمل اللغة). نیک کرداری. || چیزی
جیّد آوردن. (منتهی الارب). || اجاده
درهماً؛ بخشید او را درم. || اجاد الرجلُ؛
خداوندِ اسبِ نیکورو گردید. (منتهی الارب).
خداوند ستور نیک شدن. (تاج المصادر).
|| اجاد بالولد؛ پسر جواد زاد.
(منتهی الارب). || نقد نیک فرا کسی
کردن. (مجمل اللغة): اجاده النقد؛ داد او را نقد
سره. (منتهی الارب). || اُجیدت الارض
(مجهولاً)؛ بارید باران نیکو بر زمین.
(منتهی الارب).