معنی و تعریف
[ اَ نَ ] (اِخ) صورتی از نام آطن،
کرسی یونان. مؤلف قاموس کتاب مقدس ذیل
اتینا آرد: اتینا (شهر منرفا) و بزرگترین
شهرهای اتیکاست در یونان و بر خلیج
سالونیک واقع و مسافتش از قرنتش ۴۶ میل
و از ساحل بقدر پنج میل است و بر دشتی
وسیع واقع است که از طرف جنوب غربی
بدریا امتداد می یابد. و در اینجا وی را سه بندر
است که بزرگترین آنها را اپیریوس میگفتند و
جاده ای که از شهر به آنجا میرفت دارای
دیوارهای مرتفع و طولانی بود. تپه های
سنگی چندی در دشت این شهر برآمده،
بزرگترین آنها آکرپولیس است که شبیه بقلعهٔ
بعلبک بوده و مقدار ۱۵۰ قدم ارتفاع داشت. و
شهر مزبور در اطراف آن بنا شده و بیشتر
آبادی رو بدریا امتداد می یافت و رأس تپهٔ
مذکور تقریباً مسطح و در حدود ۸۰۰ قدم
طول و ۴۰۰ قدم عرض داشت و راهی که بر
زیر آن برآید فقط از [ پروپایلیا ] بود و آن
دروازهٔ عالی بزرگی بود در طرف غربی که از
آنجا بتوسط پله های چندی که از سنگ مرمر
ساخته شده بود ببالای تپه میرفت و در آنجا
بطرف چپ هیکل پلس اتینا یا منرفا، حافظ و
حامی شهر بود و هیکل نبتون خدای دریا نیز
در زیر همان سقف و در میدان مجسمه
برنجین منرفا که ۷۰ قدم ارتفاع داشت، بر
پایه ای نصب شده و بدست راست آن پارثنا
که جلال و عظمت شهر اتینا و نمونهٔ تفوق
معماری یونانیان بدان متعلق بود، بنا شده وبا
وجود طول زمان و وارد شدن خرابیها آثار
عالیه و علامات مفتخرهٔ آن تا امروز باقی و
همواره ربایندهٔ نظر و جاذب قلب و بصر
سیاحان بوده و هست. اما طرز معماری و
هندسهٔ عمارت برحسب رسم دارک از مرمر
سفید در نهایت جمال ساخته شده، تخمیناً
یکصد قدم طول و هفتاد قدم ارتفاع داشت
ومجسمهٔ منرفا در این هیکل بود که فیدیاس
آن را از طلا و عاج چندان جمیل ساخته بود
که در حسن ساخت و ندرت صباحت معروف
بود و ۴۰ قدم ارتفاع داشت و مابین
آکروپولیس و تپه ای که بطرف شمال غربی
است وادی کوچکی واقع و محل مجلس
شورای عام بود و وادی مسطور اریوپاگس یعنی قلعهٔ حکومتی را از پی نکس که بطرف
مغرب یا جنوب غربی واقع بود، جدا میکرد و
پی نکس تپه سنگ کوچکی است که اجتماع
عام بر آن واقع میشد و دارای مکان معینی
بوده و هست که از سنگ طبیعی حجاری
شده، خطبای معروف از آنجا خطابهٔ خود را
بسمع قوم میرساندند و در جوار آن اگورا یعنی
میدان تجارت (رجوع بکتاب اعمال رسولان
۱۷ -۱۷ شود) بجنوب اکرپولیس واقع بود و
ارتفاعات اریوس پاگوس و پی نکس بطرف
مشرق و شمال غربی واقع و تپهٔ چهارمی که
صاحب موزه بود، در طرف جنوب میدان
واقع بود و آن میدانی بود که اطرافش با
عمارات عالیهٔ دلکش محصور و در هر طرف
قربانگاهها و هیکلها و معبدها بنظر می آمد که
بعض آنها در نهایت جمال و دلربائی بود. این
شهر بسیار دلکش و خوشنما و بجهت استعداد
آلات حرب و علم و فصاحت و ادب و
دارالعلوم های افلاطون و ارسطاطالیس و
ایوان زینو و میدانی که دیمسطنس خطیب در
آن می ایستاد، معروف بود. فی الحقیقه میتوان
گفت که گل تمدن عصر قدیم بوده است.
مکتب های فلسفیهٔ آنجا معروف ترین مکاتب
دنیا و ماهرتر از نقاشان و حجاران و معماران
آنجا هیچ وقت دیده نشد. اهالی این شهر
بشنیدن حکایات و اخبار تازه بسیار مایل
بودند و سیصد مجمع برای کسب اخبار دائر
کرده بودند که مشهورترین آنها دکان جراحان
و دلاکان بود. بت های فراوان در این شهر
موجود بود چنانکه بترونیوس در سخن از
بتان آن شهر نویسد: یافتن خدایان در آنجا
سهلتر از یافتن نفوس است. این شهر از سال
۱۴۶ ق. م. تا زمان تألیف عهد جدید (انجیل)
و پس از آن در تصرف رومیان بود. پولس
حواری در سال ۵۲ م. بدان شهر رفت و در
میان فلاسفه بترویج دین مسیحی پرداخت
(اعمال رسولان ۱۷ -۱۵ و ۲۴) -انتهی.
اثینه معروف است به مدینهٔ حکماء. (حبط ج
۱ ص ۵۷). و رجوع به آطن شود.