مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آغوز
1886
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ غو / غُزْ ]
(اِ)
آغُز. شیرِ مادهٔ نوزائیده. ماک. شیرماک. پَله. پَلّه. فَله. فَلّه. فُرش. فُرشه. زِهَک. گورماست. لبا. کنف.
-
مثل آغوز؛ ماستی ستبر.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آغوز
شماره: 1886
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ غو / غُزْ ]
(اِ)
آغُز. شیرِ مادهٔ نوزائیده. ماک. شیرماک. پَله. پَلّه. فَله. فَلّه. فُرش. فُرشه. زِهَک. گورماست. لبا. کنف.
-
مثل آغوز؛ ماستی ستبر.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
1886
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری