معنی و تعریف
[ غُ ] (ص مرکب، از اتباع) در تداول عوام، آغ و داغ چیزی یا کسی بودن؛ سخت خواهان و شیفتهٔ او بودن. عاشق غاش کسی یا چیزی بودن. || (اِ مرکب، از اتباع) آغ و داغش درآمده بودن؛ سخت لاغر و نزار شده بودن چنانکه یک یک استخوانهای او بچشم توان دیدن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آغ و داغ
شماره: 1884
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ غُ ] (ص مرکب، از اتباع) در تداول عوام، آغ و داغ چیزی یا کسی بودن؛ سخت خواهان و شیفتهٔ او بودن. عاشق غاش کسی یا چیزی بودن. || (اِ مرکب، از اتباع) آغ و داغش درآمده بودن؛ سخت لاغر و نزار شده بودن چنانکه یک یک استخوانهای او بچشم توان دیدن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1884
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی