مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
اثمار
18792
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
میوه آوردن درخت. میوه دار شدن. میوه دادن. بار آوردن. میوه دار گشتن. (زوزنی).
||
برآمدن میوه.
||
توانگر شدن. بسیارمال شدن. (تاج المصادر).
||
اِثمارِ زبد؛ گرد آمدن مسکه. مسکه برآوردن شیر. (تاج المصادر). کره دادن شیر.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
اثمار
شماره: 18792
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
میوه آوردن درخت. میوه دار شدن. میوه دادن. بار آوردن. میوه دار گشتن. (زوزنی).
||
برآمدن میوه.
||
توانگر شدن. بسیارمال شدن. (تاج المصادر).
||
اِثمارِ زبد؛ گرد آمدن مسکه. مسکه برآوردن شیر. (تاج المصادر). کره دادن شیر.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
18792
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری