معنی و تعریف
[ اَ قَ ] (ع ن تف) گران تر. گرانبارتر.
ثقیل تر. سنگین تر: قال زیدبن ثابت فواللََّه لنقل
جبل من الجبال ماکان اثقل علیَّ من الذی
امرنی به. (ابن الندیم).
- امثال:
اثقل ممن شغل مشغولاً
.
اثقل من اُحد
؛ گران تر از کوه
احد.
اثقل من الحمی
؛ گران تر از
تب.
اثقل من الرّصاص
؛ گران تر از
رچاچ (ارزیز).
اثقل من الزاووق
؛ گرانتر از
زیبق.
اثقل من الزواقی
.
اثقل من الکانون
.
اثقل من المنتظر
.
اثقل من النضار
.
اثقل من ثهلان
؛ گرانتر از کوه
ثهلان.
اثقل من جمل الدّهیم
؛ گران تر
از شتر دُهیم (نام ناقهٔ عمروبن الزبان).
اثقل من دمخ الدماخ
؛ گران تر
از دمخ (کوهی از کوههای حمی ضریه).
اثقل من رحی البزر
.
اثقل من رقیب بین محبّین
؛
گرانتر از رقیب میان دو عاشق.
اثقل من شمام
؛ گرانتر از کوه
شمام.
اثقل من طور
؛ گران تر از کوه
طور.
اثقل من عمایة
؛ گرانتر از کوه
عمایة (کوهی به بحرین از جبال هذیل).
اثقل من قدح اللبلاب علی
قلب المریض
.
اثقل من نضاد
؛ گرانتر از کوه
نضاد (کوهی به عالیة). (مجمع الأمثال
میدانی).