معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) گران کردن. (تاج
المصادر). گران کردن بوزن. گرانبار کردن.
(منتهی الارب). || گران شدن. (تاج
المصادر). || گرانبار شدن. || بار
دادن بر کسی. (منتهی الارب). || گران
شدن آبستن. (زوزنی): اثقلت المرأة؛ گران و
ظاهر شد آبستنی او. (منتهی الارب). سنگین
شدن زن آبستن. || اثقال مرض کسی را؛
سست و گران ساختن بیماری او را. سنگین
شدن مرض او. و همچنین است اثقال نوم و
لوم کسی را. (منتهی الارب).