مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
اثغام
18740
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
اثغام رأس؛ چون درمنه سپید شدن موی سر.
||
اِثغام اناء؛ پر کردن خنور را.
||
اثغام کسی؛ بخشم آوردن او را.
||
شاد کردن.
||
اثغام وادی؛ درمنه رویانیدن آن.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
اثغام
شماره: 18740
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
اثغام رأس؛ چون درمنه سپید شدن موی سر.
||
اِثغام اناء؛ پر کردن خنور را.
||
اثغام کسی؛ بخشم آوردن او را.
||
شاد کردن.
||
اثغام وادی؛ درمنه رویانیدن آن.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
18740
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری