[ اِ بِ ] (ع مص) از بیم بایستادن.
|| سرگشته گردیدن. || رمیدن.
|| سست و برخاسته خاطر شدن از کار
بی آنکه انقطاع کند. || بازگردیدن
بشتاب. || اثبجر القوم فی مسیر؛ شک
نمودند و متردد شدند در سیر. || اثبجر
الماء؛ روان شد آب. (منتهی الارب).
لینک ها و اشتراک گذاری
اثبجرار
شماره: 18654
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ بِ ] (ع مص) از بیم بایستادن.
|| سرگشته گردیدن. || رمیدن.
|| سست و برخاسته خاطر شدن از کار
بی آنکه انقطاع کند. || بازگردیدن
بشتاب. || اثبجر القوم فی مسیر؛ شک
نمودند و متردد شدند در سیر. || اثبجر
الماء؛ روان شد آب. (منتهی الارب).