اثبات کردن18641
معنی و تعریف
[ اِ کَ دَ ] (مص مرکب) ثابت کردن. تصدیق کردن. || ثبت نام در دیوان (جیش) کردن: دانسته آید که آن کسان را که بنوی اثبات کرده است [ حاجب غازی ] هم بر آن جمله که وی دیده است و کرده است بداشته آید. (تاریخ بیهقی). امیر مسعود دست تلک [ هندی ] گشاده گردانید که چون از برغوزک بگذرد هرچه خواهد کند از اثبات کردن هندوان. (تاریخ بیهقی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اثبات کردن
شماره: 18641
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ کَ دَ ] (مص مرکب) ثابت کردن. تصدیق کردن. || ثبت نام در دیوان (جیش) کردن: دانسته آید که آن کسان را که بنوی اثبات کرده است [ حاجب غازی ] هم بر آن جمله که وی دیده است و کرده است بداشته آید. (تاریخ بیهقی). امیر مسعود دست تلک [ هندی ] گشاده گردانید که چون از برغوزک بگذرد هرچه خواهد کند از اثبات کردن هندوان. (تاریخ بیهقی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
18641
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی