معنی و تعریف
[ اِتْ ] (ع مص) آمدن. (زوزنی).
|| آرمیدن با زن. || بودن.
|| آوردن.
-اتیان بمثل؛ نظیر و شبیه
آوردن چیزی را.
|| کردن کاری را:
به ترک شر و به اتیان خیر دارم امر
همه مخالف امر است ترک و
اتیانم.سوزنی.
|| هلاک کردن. || نزدیک رسیدن
بلا یا دشمن کسی را. || ارتکاب.
ارتکاب ذنوب.
- اتیان البهائم؛ مجازات این
اتیان تعزیر است. (اصطلاح فقه).