معنی و تعریف
[ اَتْ یْ ] (ع مص) آمدن. (زوزنی)
(تاج المصادر بیهقی). اتیان. || کردن
کاری را: اتی الامر. || هلاک کردن: اتی
علیه الدهر؛ هلاک کرد او را زمانه.
|| آرمیدن با زن: اتی المرأةَ. و به این
معنی به طریق کنایه در کتب فقه مستعمل
است. || اُتیَ فلان (مجهولاً)؛ دشمن او
نزدیکش رسید و قریب است بهمین معنی که
گویند: من هیهنا اُتیتَ؛ یعنی از اینجا آمد بر تو
بلا. (منتهی الارب). || بودن:{/B لاََ یُفْلِحُ
اَلسََّاحِرُ حَیْثُ أَتی ََ ۱۴-۱۸۲۰:۶۹/}(قرآن ۲۰/۶۹)؛
رستگار نمیشود ساحر هرجا که باشد.
(منتهی الارب).