معنی و تعریف
[ اَتْ تو / اَ ] (معرب، اِ) (معرب از
فارسی) تون. گلخن. آتون. (زمخشری).
گلخن گرمابه. || تنور گچ پز و نان پز.
کورهٔ آهک پزان. || آتشدان آهنین.
|| الأتون... یستعار لما یطبخ فیه الآجر و
یقال له بالفارسیة خمدان و تونق و اشوزن.
(المغرب مطرزی). ج، اُتن، اتاتین. اتونی
بمعنی گلخن تاب منسوب بدانست.
(منتهی الارب).