مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
اتوکشیده
18527
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اُ کَ / کِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) جامه ای که اتو کرده باشند: بغیر من که بتن نقش بوریا دارم اتوکشیده که دارد قبای عریانی.اشرف.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
اتوکشیده
شماره: 18527
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اُ کَ / کِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) جامه ای که اتو کرده باشند: بغیر من که بتن نقش بوریا دارم اتوکشیده که دارد قبای عریانی.اشرف.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
18527
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری