معنی و تعریف
[ اَتْ وْ ] (ع مص) عطا کردن: اَتا الرجل؛
عطا کرد مرد. (منتهی الارب). || شتاب
کردن شتر در سیر: اَتا البعیر. (منتهی الارب).
|| برگردانیدن شتر دست خود را در
رفتار. || پاره دادن و باج دادن.
(منتهی الارب). خراج دادن. (تاج المصادر
بیهقی). || برآمدن بار نخل و درخت.
|| ظاهر شدن صلاح. || بسیار
گردیدن باران. (منتهی الارب). || آمدن.
(زوزنی) (منتهی الارب). || استقامت در
سیر. || (اِ) یک گشاد تیر. || مرگ.
|| سختی. || شخص بزرگ.
|| عطیة. (تاج العروس). || مَسْکه.
کره.