[ اَ تَ ] (ع مص) شکافته شدن دو درز
مشک و غیره پس یک درز گردیدن.
(منتهی الارب). واشکافته شدن دوال که در
مشک دوخته باشند. || بریدن.
|| مقیم بودن بجای. بودن به جایی.
|| درنگی کردن. (منتهی الارب). درنگی.
|| کاهل شدن. کاهلی.
لینک ها و اشتراک گذاری
اتم
شماره: 18474
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ تَ ] (ع مص) شکافته شدن دو درز
مشک و غیره پس یک درز گردیدن.
(منتهی الارب). واشکافته شدن دوال که در
مشک دوخته باشند. || بریدن.
|| مقیم بودن بجای. بودن به جایی.
|| درنگی کردن. (منتهی الارب). درنگی.
|| کاهل شدن. کاهلی.