مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
اتلاف
18449
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
هلاک کردن. (تاج المصادر). نیست کردن. هلاک یافتن. (مؤید). نابود کردن. تلف کردن. افناء: او را بغرامت آن اتلاف و تضییع مؤاخذت کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
-
اتلاف کردن؛ اسراف. تلف کردن.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
اتلاف
شماره: 18449
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
هلاک کردن. (تاج المصادر). نیست کردن. هلاک یافتن. (مؤید). نابود کردن. تلف کردن. افناء: او را بغرامت آن اتلاف و تضییع مؤاخذت کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
-
اتلاف کردن؛ اسراف. تلف کردن.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
18449
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری