معنی و تعریف
[ سَ جَ / جِ ] (اِ) خربزهٔ خام بود و بعضی سبز و کاله خوانند. (صحاح الفرس): چون سیم سفجه شاخ درختان جویبار چون زر خفجه برگ درختان بوستان. معزی. در پالیز تفحص کردم سفجه مژنگی یافتم زود بحضرت ایشان بمسکنت و نیاز بردم. (از انیس الطالبین ص ۴۸).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
سفجه
شماره: 184417
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ سَ جَ / جِ ] (اِ) خربزهٔ خام بود و بعضی سبز و کاله خوانند. (صحاح الفرس): چون سیم سفجه شاخ درختان جویبار چون زر خفجه برگ درختان بوستان. معزی. در پالیز تفحص کردم سفجه مژنگی یافتم زود بحضرت ایشان بمسکنت و نیاز بردم. (از انیس الطالبین ص ۴۸).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
184417
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی