معنی و تعریف
[ اِتْ تِ قَنْ ] (ع ق) قضا را. از قضا. بی انتظار. بی سابقه. غفلةً. ناگهانی. صدفةً. فجأةً: وصیت کرد که بامدادان نخستین کسی که از در این شهر درآید تاج شاهی بر سر وی نهند... اتفاقاً اولین کسی که درآمد گدائی بود. (گلستان). اتفاقاً در آن میان جوانی بود که میوهٔ عنفوان شبابش نو رسیده. (گلستان). ||
بی خلاف. همداستان. || هیچ. || همگی. متحداً. جمعاً. همگان.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اتفاقاً
شماره: 18403
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِتْ تِ قَنْ ] (ع ق) قضا را. از قضا. بی انتظار. بی سابقه. غفلةً. ناگهانی. صدفةً. فجأةً: وصیت کرد که بامدادان نخستین کسی که از در این شهر درآید تاج شاهی بر سر وی نهند... اتفاقاً اولین کسی که درآمد گدائی بود. (گلستان). اتفاقاً در آن میان جوانی بود که میوهٔ عنفوان شبابش نو رسیده. (گلستان). ||
بی خلاف. همداستان. || هیچ. || همگی. متحداً. جمعاً. همگان.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
18403
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی