معنی و تعریف
[ اِتْ تِ ] (ع مص) بهم پیوستگی نسبت و قرابت. حشو قوم شدن : و او بسبب قرابت نسب و اتشاج لحمت و مذلتی که بر طایع [ خلیفهٔ عباسی ] و خلع او رفت او را در کنف عاطفت و رحمت خویش گرفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ سنگی ص ۳۰۸). کفایت و درایت او بر خلایق ظاهر تفویض کرد، اتشاج قرابت اکید و اشتباک موالات از ریا بعید... (جهانگشای جوینی).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اتشاج
شماره: 18373
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِتْ تِ ] (ع مص) بهم پیوستگی نسبت و قرابت. حشو قوم شدن : و او بسبب قرابت نسب و اتشاج لحمت و مذلتی که بر طایع [ خلیفهٔ عباسی ] و خلع او رفت او را در کنف عاطفت و رحمت خویش گرفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ سنگی ص ۳۰۸). کفایت و درایت او بر خلایق ظاهر تفویض کرد، اتشاج قرابت اکید و اشتباک موالات از ریا بعید... (جهانگشای جوینی).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
18373
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی