[ اِتْ تِ ] (ع مص) راست و تمام
شدن. تمام شدن : و چون در
تجارب اتساقی حاصل آید وقت رحلت
باشد. (کلیله ودمنه). || فراهم
آمدن. || ترتیب. ترتیب دادن. انتظام.
انتظام یافتن. || فاهم آمدن و تمام شدن.
(تاج المصادر بیهقی).
لینک ها و اشتراک گذاری
اتساق
شماره: 18361
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِتْ تِ ] (ع مص) راست و تمام
شدن. تمام شدن : و چون در
تجارب اتساقی حاصل آید وقت رحلت
باشد. (کلیله ودمنه). || فراهم
آمدن. || ترتیب. ترتیب دادن. انتظام.
انتظام یافتن. || فاهم آمدن و تمام شدن.
(تاج المصادر بیهقی).