مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
اتزان
18354
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِتْ تِ ]
(ع مص)
سخته فاستدن. (زوزنی) بسخته فاستدن. (تاج المصادر بیهقی). سنجیده گرفتن. سنجیده ستاندن چیزی را.
||
سنجیده شدن. سنجیده شدن شعر.
||
کشیدن. سنجیدن. سختن.
||
میانه حال و معتدل شدن.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
اتزان
شماره: 18354
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِتْ تِ ]
(ع مص)
سخته فاستدن. (زوزنی) بسخته فاستدن. (تاج المصادر بیهقی). سنجیده گرفتن. سنجیده ستاندن چیزی را.
||
سنجیده شدن. سنجیده شدن شعر.
||
کشیدن. سنجیدن. سختن.
||
میانه حال و معتدل شدن.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
18354
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری