معنی و تعریف
[ اِتْ تِ ] (ع مص) سخته فاستدن. (زوزنی) بسخته فاستدن. (تاج المصادر بیهقی). سنجیده گرفتن. سنجیده ستاندن چیزی را. || سنجیده شدن. سنجیده شدن شعر. || کشیدن. سنجیدن. سختن. || میانه حال و معتدل شدن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اتزان
شماره: 18354
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِتْ تِ ] (ع مص) سخته فاستدن. (زوزنی) بسخته فاستدن. (تاج المصادر بیهقی). سنجیده گرفتن. سنجیده ستاندن چیزی را. || سنجیده شدن. سنجیده شدن شعر. || کشیدن. سنجیدن. سختن. || میانه حال و معتدل شدن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
18354
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی