معنی و تعریف
[ اِتْ تِ ] (ع مص) بازرگانی کردن. (تاج المصادر بیهقی). خرید و فروش کردن. معامله. سودا. بیع و شری. تجارت. (زوزنی): هرکه شد مر شاه را او جامه دار هست خسران بهر شاهش اتّجار.مولوی.
|| دارو بگلوی خود فروبردن. (زوزنی). || میان دهن را علاج کردن. || علاج کردن. (زوزنی). || خویشتن را علاج کردن به وجور. (و وجور داروست که در دهن ریزند). دارو گرفتن بوجور. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اتجار
شماره: 18290
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِتْ تِ ] (ع مص) بازرگانی کردن. (تاج المصادر بیهقی). خرید و فروش کردن. معامله. سودا. بیع و شری. تجارت. (زوزنی): هرکه شد مر شاه را او جامه دار هست خسران بهر شاهش اتّجار.مولوی.
|| دارو بگلوی خود فروبردن. (زوزنی). || میان دهن را علاج کردن. || علاج کردن. (زوزنی). || خویشتن را علاج کردن به وجور. (و وجور داروست که در دهن ریزند). دارو گرفتن بوجور. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
18290
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی