معنی و تعریف
[ اَ / اِ ] (ع اِ) خر ماده. ماچه خر.
ماچه الاغ. ماده خر. (مهذب الأسماء).
خرماچه. ماچه حماره. اُمُ حِلس. و شیر او
مسلولان را بغایت نافع است. و اتانة بدین
معنی کم آمده است. ج، اُتُن، آتُن، اُتن،
مأتوناء. || سنگی بزرگ که در میان آب
باشد. آبخور سر چاه. ایستادنگاه آبکش بر
لب چاه. سنگ بزرگ سر چاه. || پایهٔ
هودج. نشست گاه هودج از پشت شتر.