معنی و تعریف
[ اَ بَ نِ اَ جَ رَ
وَ ] (اِخ) یا امرای زنگی (۵۲۱ -۶۴۸ هـ . ق.).
اتابک عمادالدین زنگی پسر آق سنقر حاجب
یکی از غلامان ترک ملکشاه بود که از سال
۴۷۸ تا ۴۸۷ هـ . ق. در حلب از جانب تتش
نیابت می کرد و در آخر کار بر او قیام کرد و
اسیر شد. زنگی در سال ۵۲۱ هـ . ق. به
حکومت عراق و بغداد منصوب گردید و در
همین سال موصل و سنجار و الجزیره و حران
نیز ضمیمهٔ حکومت او شد و سال بعد حلب و
سایر بلاد شام هم بر آنها افزوده گشت. اشتهار
عمدهٔ عمادالدین زنگی به جهاد اوست در
مقابل صلیبیون و او در واقع پیشقدم سلطان
صلاح الدین بشمار می رود. بعد از مرگ زنگی
ممالک او به دو پسرش نورالدین محمود و
سیف الدین غازی رسید. نورالدین در شام مثل
برادر به جلوگیری از عیسویان می پرداخت و
سیف الدین در موصل و الجزیره حکومت
می کرد. بعد از این دو برادر شعبهٔ شامی
خاندان زنگی بتدریج از میان برفت ولی
شاخهٔ جدیدی از آن در سنجار پیدا شد و یک
شعبه نیز در الجزیره به ظهور رسید. شاخهٔ
سنجار را در سال ۶۱۸ هـ . ق. ایوبیان از میان
برداشتند. شعب دیگر این خاندان به دست
لؤلؤغلام و وزیر آخرین اتابک زنگی موصل
منقرض شد و چون مغول بر الجزیره و شام
zzzدست یافتند، جمیع شاخه های خاندان
زنگی را قلع کردند. رجوع به اتابکان موصل
و اتابکان شام و اتابکان سنجار و اتابکان
الجزیره و رجوع به طبقات سلاطین اسلام
صص ۱۴۳ -۱۴۶ و رجوع به ارتقیه و ارتقیهٔ
کیفا و ارتقیهٔ ماردین شود.