معنی و تعریف
[ اَ ] (از یونانی، اِ) شیرهٔ مخدِر و مُنوم که از پوست خشخاش گیرند. افیون. هپیون. ابیون. تریاک. مهاتول : چه حال است اینکه مدهوشند یکسر که پنداری که خوردستند اپیون. ناصرخسرو. بریده میل عدو خنجر تو چون کافور ببرده هوش جهان هیبت تو چون اپیون . رشید وطواط.
و مخفف آن پیون است.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اپیون
شماره: 18196
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (از یونانی، اِ) شیرهٔ مخدِر و مُنوم که از پوست خشخاش گیرند. افیون. هپیون. ابیون. تریاک. مهاتول : چه حال است اینکه مدهوشند یکسر که پنداری که خوردستند اپیون. ناصرخسرو. بریده میل عدو خنجر تو چون کافور ببرده هوش جهان هیبت تو چون اپیون . رشید وطواط.
و مخفف آن پیون است.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
18196
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی