معنی و تعریف
(اِ) نم. زه. ثاد. نداوت. ندا: عقیق وار شده ست آن زمین ز بس که ز خون بروی دشت و بیابان فروشده ست آغار. کسائی یا عنصری.
|| آنچه ترابد از کوزه و مانند آن : از هرچه سبو پر کنی از زیر و ز پهلوش زآن چیز برون آید و بیرون دهد آغار. ناصرخسرو. از خاطر پرعلم سخن ناید جز خوب از پاک سبو پاک برون آید آغار. ناصرخسرو.
|| اُغُر. آغال. - بدآغار؛ بدآغال. شوم. نحس : یکی زشت روی بدآغار بود تو گوئی بمردم گزی مار بود.ابوشکور.

بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آغار
شماره: 1815
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

(اِ) نم. زه. ثاد. نداوت. ندا: عقیق وار شده ست آن زمین ز بس که ز خون بروی دشت و بیابان فروشده ست آغار. کسائی یا عنصری.
|| آنچه ترابد از کوزه و مانند آن : از هرچه سبو پر کنی از زیر و ز پهلوش زآن چیز برون آید و بیرون دهد آغار. ناصرخسرو. از خاطر پرعلم سخن ناید جز خوب از پاک سبو پاک برون آید آغار. ناصرخسرو.
|| اُغُر. آغال. - بدآغار؛ بدآغال. شوم. نحس : یکی زشت روی بدآغار بود تو گوئی بمردم گزی مار بود.ابوشکور.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1815
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی