معنی و تعریف
[ اَ ] (اِ) جرقّه. سقط. شَرَر. شرار. شراره. ستارهٔ آتش. خدرَه. خدرک. کاووس. لَخشه. سونش. لخچه. خُدرَه. اَبلک. ابیزَک. و آن آتش خرد است که از هیمهٔ سوزان یا اخگر جهد. و آبیز، آییز، آبید، ابید، ابیر، آیژ، آییژ، آبیر و صور دیگر همه مصحف این کلمه اند: هست ز آهم آتش دوزخ ابیز ناله ای از من ز تندر صد ازیز.منجیک.
لیکن در نسخهٔ سروری این کلمه به یای حطی آمده چنانکه در فصل یاء بیاید و تبدیل همزه به یاء بسیار هست.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابیز
شماره: 18037
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (اِ) جرقّه. سقط. شَرَر. شرار. شراره. ستارهٔ آتش. خدرَه. خدرک. کاووس. لَخشه. سونش. لخچه. خُدرَه. اَبلک. ابیزَک. و آن آتش خرد است که از هیمهٔ سوزان یا اخگر جهد. و آبیز، آییز، آبید، ابید، ابیر، آیژ، آییژ، آبیر و صور دیگر همه مصحف این کلمه اند: هست ز آهم آتش دوزخ ابیز ناله ای از من ز تندر صد ازیز.منجیک.
لیکن در نسخهٔ سروری این کلمه به یای حطی آمده چنانکه در فصل یاء بیاید و تبدیل همزه به یاء بسیار هست.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
18037
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی