معنی و تعریف
[ اَ ] (اِ) جرقّه. سقط. شَرَر. شرار. شراره.
ستارهٔ آتش. خدرَه. خدرک. کاووس. لَخشه.
سونش. لخچه. خُدرَه. اَبلک. ابیزَک. و آن
آتش خرد است که از هیمهٔ سوزان یا اخگر
جهد. و آبیز، آییز، آبید، ابید، ابیر، آیژ، آییژ،
آبیر و صور دیگر همه مصحف این
کلمه اند:
هست ز آهم آتش دوزخ ابیز
ناله ای از من ز تندر صد ازیز.منجیک.
لیکن در نسخهٔ سروری این کلمه به یای حطی
آمده چنانکه در فصل یاء بیاید و تبدیل همزه
به یاء بسیار هست.