معنی و تعریف
[ اُ بَ رِ ] (اِخ) ابن معذر. یکی از
شعرای ابتداء دولت اموی است. او به اکابر و
ملوک نپیوست و در قبیلهٔ خویش میزیست و
اشعاری نهایت دلنشین دارد و از جمله این دو
بیت از مرثیهٔ بلیغهٔ او که در وفات برادر
خویش گفته است:
تطاول لیلی لم انمه تقلباً
کأنّ فراشی حال من دونه الجمر
فان تکن الایام فرقن بیننا
فقد بان منّی فی تذکره العذر.
(از قاموس الاعلام).