معنی و تعریف
[ اَ ] (اِ مرکب) پاره ای لغت نامه های فارسی این کلمه را معنی بیداد داده و به بیت ذیل سوزنی تمسک کرده اند، و شاهد دیگری دیده نشده است : ستمکاره یار است و من مانده عاجز که تا با ابیداد او چون کنم چون. سوزنی.
لیکن در تذکرهٔ تقی الدین و نیز دو نسخهٔ سوزنی کهن که در کتابخانهٔ من هست بیت بصورت ذیل آمده است : ستمکار یار است و من مانده عاجز که تا بار بیداد او چون کشم چون.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابیداد
شماره: 18022
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (اِ مرکب) پاره ای لغت نامه های فارسی این کلمه را معنی بیداد داده و به بیت ذیل سوزنی تمسک کرده اند، و شاهد دیگری دیده نشده است : ستمکاره یار است و من مانده عاجز که تا با ابیداد او چون کنم چون. سوزنی.
لیکن در تذکرهٔ تقی الدین و نیز دو نسخهٔ سوزنی کهن که در کتابخانهٔ من هست بیت بصورت ذیل آمده است : ستمکار یار است و من مانده عاجز که تا بار بیداد او چون کشم چون.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
18022
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی