ابی خویشتن18017
معنی و تعریف
[ اَ خوی / خی تَ ] (ص مرکب، ق مرکب) بیخود. بیهوش. مغمی علیه : بفرمود تا داروی هوش بر [ منیژه ] پرستنده آمیخت با نوش بر بدادند و چون خورد شد مرد [ بیژن ] مست ابی خویشتن سرش بنهاد پست.فردوسی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابی خویشتن
شماره: 18017
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ خوی / خی تَ ] (ص مرکب، ق مرکب) بیخود. بیهوش. مغمی علیه : بفرمود تا داروی هوش بر [ منیژه ] پرستنده آمیخت با نوش بر بدادند و چون خورد شد مرد [ بیژن ] مست ابی خویشتن سرش بنهاد پست.فردوسی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
18017
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی