معنی و تعریف
[ اُبْ بَ هَ ] (ع اِ) بزرگی. (وطواط). بزرگواری. (دستوراللغة). شکوه. (مهذب الاسماء) (خلاص نطنزی). عظمت : امیر مسعود پس از خلعت علی میکائیل بباغ صدهزار رفت و بصحرا آمد و علی میکائیل بر وی گذشت با ابهتی هر چه تمامتر پیاده شد و خدمت کرد. (تاریخ بیهقی). این لشکر سوی نسا رفت با ابهتی و عدتی و آلتی تمام. (تاریخ بیهقی). فوجی با ابهتی نیکو که قاضی شیراز نبشته بود که آنجای مردم بتمام هست. (تاریخ بیهقی). وزیر برفت با حشمتی و ابهتی سخت تمام سوی هرات و با وی سواری هزار بود. (تاریخ بیهقی). آنچه بیاید از ابهت و عدّت و خزائن و سلاح و لشکرها از حضرت غزنین و اطراف ولایات بخوانند. (تاریخ بیهقی).
|| راه بزرگ. || بهجت. || تکبر. نخوت. کبر. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابهت
شماره: 17949
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اُبْ بَ هَ ] (ع اِ) بزرگی. (وطواط). بزرگواری. (دستوراللغة). شکوه. (مهذب الاسماء) (خلاص نطنزی). عظمت : امیر مسعود پس از خلعت علی میکائیل بباغ صدهزار رفت و بصحرا آمد و علی میکائیل بر وی گذشت با ابهتی هر چه تمامتر پیاده شد و خدمت کرد. (تاریخ بیهقی). این لشکر سوی نسا رفت با ابهتی و عدتی و آلتی تمام. (تاریخ بیهقی). فوجی با ابهتی نیکو که قاضی شیراز نبشته بود که آنجای مردم بتمام هست. (تاریخ بیهقی). وزیر برفت با حشمتی و ابهتی سخت تمام سوی هرات و با وی سواری هزار بود. (تاریخ بیهقی). آنچه بیاید از ابهت و عدّت و خزائن و سلاح و لشکرها از حضرت غزنین و اطراف ولایات بخوانند. (تاریخ بیهقی).
|| راه بزرگ. || بهجت. || تکبر. نخوت. کبر. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
17949
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی