معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) آسوده گردانیدن.
(زوزنی) (مصادر بیهقی). فارغ گردانیدن.
(مصادر بیهقی). || ابهاء خیل؛ معطل
کردن اسبان. فروگذاشتن اسب را از غزا
کردن. || ابهاء بیت؛ خالی ساختن خانه
از متاع. تهی کردن خانه و معطل گذاشتن آن.
|| ابهاء اِناء؛ خالی و تهی کردن آوند و
خنور. || خوبروی شدن.
|| بدریدن. (تاج المصادر بیهقی). دریدن
خانهٔ موئین و مثل آن.