معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) آسوده گردانیدن. (زوزنی) (مصادر بیهقی). فارغ گردانیدن. (مصادر بیهقی). || ابهاء خیل؛ معطل کردن اسبان. فروگذاشتن اسب را از غزا کردن. || ابهاء بیت؛ خالی ساختن خانه از متاع. تهی کردن خانه و معطل گذاشتن آن. || ابهاء اِناء؛ خالی و تهی کردن آوند و خنور. || خوبروی شدن. || بدریدن. (تاج المصادر بیهقی). دریدن خانهٔ موئین و مثل آن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
ابهاء
شماره: 17938
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) آسوده گردانیدن. (زوزنی) (مصادر بیهقی). فارغ گردانیدن. (مصادر بیهقی). || ابهاء خیل؛ معطل کردن اسبان. فروگذاشتن اسب را از غزا کردن. || ابهاء بیت؛ خالی ساختن خانه از متاع. تهی کردن خانه و معطل گذاشتن آن. || ابهاء اِناء؛ خالی و تهی کردن آوند و خنور. || خوبروی شدن. || بدریدن. (تاج المصادر بیهقی). دریدن خانهٔ موئین و مثل آن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
17938
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی