معنی و تعریف
[ اَ بو یَ ] (اِخ) یوسف همدانی.
(خواجه...) شیخ عالم ربانی ابویعقوب یوسف
همدانی. او در اوائل حال به بغداد رفت و در
مجلس شیخ ابواسحاق شیرازی بتحصیل
علوم مشغول شد و در اندک زمان بر امثال و
اقران فائق آمد و بدیگر ولایات شتافت و از
علماء آن عصر استماع حدیث کرد آنگاه
روی بخراسان آورد و در مرو اقامت گزید و
سپس بهرات رفت و بعد از چندگاه خمس و
ثلاثین و خمسمائه (۵۳۵ هـ . ق.) بار دیگر
عزیمت مرو فرمود و در اثناء راه وفات یافت
و مریدان او را در همان منزل بخاک سپردند و
پس از مدتی به مرو نقل کردند و اکنون مزار
آنجناب در ظاهر آن بلده مشهور است.