معنی و تعریف
[ تَ ] (مص) آشفتن. برآشفتن. غضبناک و خشمگین گردیدن. بهم برآمدن : نه مردی بود خیره آشوفتن بزیراندرآورده را کوفتن.فردوسی.
- بیکدیگر آشوفتن؛ خشم گرفتن یکی بر دیگری : دلیران بیکدیگر آشوفتند همی گرز بر یکدگر کوفتند.فردوسی.

|| بهیجان آمدن. بهیجان آوردن : چو لشکر سراسر برآشوفتند بگرز و تبرزین همی کوفتند سپاه اندرآمد ز جای کمین سیه شد بر آن نامداران زمین.فردوسی. بهو چون سپه دید کآشوفتند بفرمود تا کوس کین کوفتند.اسدی. لوت خوردند و سماع آغاز کرد خانقه تا سقف شد پر دود و گرد دود مطبخ گرد آن پا کوفتن زاشتیاق و وجد و جان آشوفتن.مولوی.
|| منقلب شدن هوا و مانند آن : ز بس گرز بر ترکها کوفتن فتاد آسمان اندر آشوفتن. اسدی (گرشاسب نامه).
|| زیر و زبر شدن. رجوع به آشوفته شود. || برهم زدن با چوبی یا چیزی مانند آن توده ای را. زبرزیر کردن مجموعی را. آشوردن : چو زنبور خانه برآشوفتی گریز از محلت که گرم اوفتی.سعدی.
|| بهم خوردن، یعنی سرخ شدن و دردگن گشتن و رمد پدید آمدن (در چشم): چشم بی شرم تو گر روزی برآشوبد ز درد نوک خارش جا کشو باد ای دریده چشم و کون. منجیک.
اسم مصدر و مصدر دوم آن آشوب است. آشوفتم. برآشوب.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آشوفتن
شماره: 1777
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ تَ ] (مص) آشفتن. برآشفتن. غضبناک و خشمگین گردیدن. بهم برآمدن : نه مردی بود خیره آشوفتن بزیراندرآورده را کوفتن.فردوسی.
- بیکدیگر آشوفتن؛ خشم گرفتن یکی بر دیگری : دلیران بیکدیگر آشوفتند همی گرز بر یکدگر کوفتند.فردوسی.

|| بهیجان آمدن. بهیجان آوردن : چو لشکر سراسر برآشوفتند بگرز و تبرزین همی کوفتند سپاه اندرآمد ز جای کمین سیه شد بر آن نامداران زمین.فردوسی. بهو چون سپه دید کآشوفتند بفرمود تا کوس کین کوفتند.اسدی. لوت خوردند و سماع آغاز کرد خانقه تا سقف شد پر دود و گرد دود مطبخ گرد آن پا کوفتن زاشتیاق و وجد و جان آشوفتن.مولوی.
|| منقلب شدن هوا و مانند آن : ز بس گرز بر ترکها کوفتن فتاد آسمان اندر آشوفتن. اسدی (گرشاسب نامه).
|| زیر و زبر شدن. رجوع به آشوفته شود. || برهم زدن با چوبی یا چیزی مانند آن توده ای را. زبرزیر کردن مجموعی را. آشوردن : چو زنبور خانه برآشوفتی گریز از محلت که گرم اوفتی.سعدی.
|| بهم خوردن، یعنی سرخ شدن و دردگن گشتن و رمد پدید آمدن (در چشم): چشم بی شرم تو گر روزی برآشوبد ز درد نوک خارش جا کشو باد ای دریده چشم و کون. منجیک.
اسم مصدر و مصدر دوم آن آشوب است. آشوفتم. برآشوب.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1777
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی