معنی و تعریف
[ اَ بو یَ ] (اِخ) ابن اویس (سلطان)
ایلخانی. وی بدست عادل آقا از امرای دولت
ایلخانی پس از قتل سلطان حسین جلایر
توسط برادرش سلطان احمد بسلطنت رسید و
با سلطان احمد بجنگ پرداخت عاقبت امیر
ابخاز بین آن دو واسطهٔ صلح شد و مقرر
گردید که آذربایجان به استقلال در تصرف
سلطان احمد قرار گیرد و عراق عجم از آن
سلطان بایزید باشد ولی عادل آقا که از استبداد
سلطان احمد ناراضی بود بار دیگر به
آذربایجان لشکر کشید و در نزدیکی مراغه با
اردوی سلطان احمد روبرو گردید. سلطان
غالب شد و عادل آقا بسلطانیه بازگشت و
چون خود را دست نشاندهٔ شاه شجاع پادشاه
مظفری فارس اعلان کرده بود از او یاری
خواست و شاه شجاع به سال ۷۸۵ هـ . ق.
بسلطانیه آمد و این پادشاه پس از رسیدن
بدان شهر مابین دو پسر سلطان اویس را
اصلاح کرد و با عادل آقا از سلطانیه خارج شد
و کار نزاع سلطان ابویزید و سلطان احمد
بوساطت او بخوشی خاتمه یافت. رجوع به
حبط ج ۲ ص ۹۴ و ۹۸ شود.