معنی و تعریف
[ دَ ] (مص) آشوریدن. شورانیدن. درهم کردن. بر هم زدن. زبرزیر کردن. || آمیختن. مزج. || تخمیر. خمیر کردن. سرشتن. || آشفتن خواب کسی را، او را بدخواب کردن : مرا دل نیامد که ایشان را بیدار کنم و خواب بر ایشان بیاشورم. (تفسیر ابوالفتوح رازی).
و رجوع به آشور و دویت آشور و تنورآشور شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آشوردن
شماره: 1766
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ دَ ] (مص) آشوریدن. شورانیدن. درهم کردن. بر هم زدن. زبرزیر کردن. || آمیختن. مزج. || تخمیر. خمیر کردن. سرشتن. || آشفتن خواب کسی را، او را بدخواب کردن : مرا دل نیامد که ایشان را بیدار کنم و خواب بر ایشان بیاشورم. (تفسیر ابوالفتوح رازی).
و رجوع به آشور و دویت آشور و تنورآشور شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
1766
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی