(نف مرکب) حصیرباف. آنکه زیغ
بافد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا):
زیغ بافان را با وشی بافان ننهند
طبل زن را ننشانند بر رودنواز.
ابوالعباس (از لغت فرس اسدی).
رجوع به زیغ شود.
لینک ها و اشتراک گذاری
زیغ باف
شماره: 176079
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
(نف مرکب) حصیرباف. آنکه زیغ
بافد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا):
زیغ بافان را با وشی بافان ننهند
طبل زن را ننشانند بر رودنواز.
ابوالعباس (از لغت فرس اسدی).
رجوع به زیغ شود.