معنی و تعریف
[ اَ شِ ] (اِخ) عبدالسلام بن محمد
الجبائی المعتزلی. او در سال ۳۱۴ هـ . ق. به
بغداد رفته و به سال ۳۲۱ درگذشت. وی از
متکلمین معتزله است. او ذکی نیکودریافت،
ثاقب الفطنة سخن آفرین و مسلّط بر سخن بود
و از اوست: کتاب الجامع الکبیر. کتاب
الابواب الکبیر. کتاب الابواب الصغیر. کتاب
الجامع الصغیر. کتاب ألانسان. کتاب العوض.
کتاب المسائل العسکریات. کتاب النقض
علی ارسطالیس فی الکون والفساد. کتاب
الطبایع و النقض علی القائلین بها. کتاب
الأجتهاد. (ابن الندیم). و کنیت پدر او ابوعلی
بوده است و در بعض آثار نسب ابوهاشم را
چنین ذکر کرده اند: عبدالسلام بن علی بن
محمد [ شاید ابی علی محمد ] بن عبدالوهاب
جبائی. و ابن خلکان گوید: مولد او به سال
۲۴۷ بود و او در بغداد میزیست و هم بدانجا
درگذشت. و در مقابر البستان از جانب شرقی
جسد او بخاک سپردند و پیروان او را بهشمیّه
نامند. رجوع به بهشمیه شود. و ابن هیثم
حکیم را کتابی است در ردّ بعض اقوال او. و
قفطی در تاریخ الحکماء در ذیل کتاب السماء
و العالم ارسطو آرد که: و لأبی هاشم الجبائی
علیه کلام و ردود سماه التصفّح. بطل فیه
قواعد ارسطوطالیس و اخذه بالفاظ زعزع بها
قواعدها التی اسسها و بنی الکتاب علیها. و او
از مردم جُبّاء روستائی به خوزستان بود و
بقول حموی در کتاب المشترک جباء کوره و
بلده ای است صاحب قری و عمارات و
سمعانی گوید: قریه ای است از قراء بصره و
جماعتی از علماء بدانجا منسوبند. رجوع به
ابن خلکان ج ۱ ص ۳۱۷ و نیز رجوع به
ابوعلی جبائی و روضات الجنات ذیل ترجمهٔ
ابوعلی جبائی شود.