معنی و تعریف
(اِخ) تخلص شاعری از متأخرین از
مردم طهران، معاصر صاحب مجمع الفصحاء.
نام او ابوالقاسم بوده است. || شاعری
مسمی بحسین از مردم مازندران که
بهندوستان مهاجرت کرده. || شاعری از
اهل همدان. || شاعری هندوستانی
موسوم بمحمد بخش، و او در زمان
شجاع الدوله و پسرش آصف الدوله میزیسته و
دیوان او به فارسی در هند معروف و متداول
است.