معنی و تعریف
[ اَ نُ عَ ] (اِخ) احمدبن عبداللََّه بن
احمدبن اسحاق بن موسی بن مهران اصفهانی.
حافظ مشهور. ابن خلکان گوید: او صاحب
کتاب حلیةالأولیا است و خود از اعلام
محدّثین و اکابر حفاظ ثقات است. و از
افاضل عصر حدیث و جز آن فراگرفته و
عده ای دیگر از او اخذ کرده و بدو منتفع
شده اند. و کتاب حلیهٔ او از بهترین
کتابهاست و نیز او راست: تاریخ اصفهان و از
آن کتاب من در ترجمهٔ والد او عبداللََّه نسبت
او را بصورت فوق نقل کردم. و ابونعیم گوید:
جدّ او مهران مسلمانی گرفته است و مراد این
است که اولین کس از اجداد وی که دین اسلام
پذیرفته مهران بوده است. و او از موالی
عبداللََّه بن معاویةبن عبداللََّه جعفربن ابی طالب
رضی اللََّه عنهم است و هم ابونعیم گوید که پدر
وی عبداللََّه در رجب سال ۳۶۵ هـ . ق.
درگذشت و جسد وی نزد گور جدّ مادری او
بخاک سپردند. و مولد ابونعیم رجب سال
۳۳۶ هـ . ق. و بقولی ۳۳۴ و وفات وی به
اصفهان در صفر یا روز دوشنبهٔ بیست و یکم
محرم ۴۳۰ بود -انتهی. و ابن جوزی کتاب
صفة الصفوة بتقلید و تنقیح کتاب حلیة
الأولیاء ابونعیم کرده است. و سمعانی در
انساب او را از شیوخ خویش نام برده است.و صاحب روضات گوید و نیز او راست: کتاب
الاربعین از احادیثی که وی در امر مهدی
منتظر گرد کرده است و این کتاب را صاحب
کشف الغمة داشته و از آن بسیاری نقل می کند
و کتاب ذکر المهدی و نعوته و حقیقة مخرجه
و ثبوته و این کتاب را سید رضی الدین بن
الطاووس در کتاب ظرائف خود بدو نسبت
کرده است و ظاهراً این کتاب همان کتاب
الاربعین باشد. کتاب طب النبی و این کتاب را
دمیری در حیوة الحیوان به او منسوب داشته و
کتاب فضائل الخلفاء چنانکه در فوائد
الحموی آمده است و کتاب حلیة الأبرار و
کتاب الفتن و کتاب الفوائد چنانکه در غایة
المرام سید هاشم بحرانی نام آن برده شده
است. و کتاب مختصرالاستیعاب. و کتاب
مانزل من القرآن فی امیرالمؤمنین. و صاحب
معالم العلماء در ترجمهٔ ابونعیم گوید: الحافظ
ابونعیم احمدبن عبداللََّه الأصفهانی عامی الا انّ
له منقبة الطاهرین و مرتبة الطیبین. و امیر
محمدحسین خاتون آبادی یکی از اسباط
مجلسی علیه الرحمه آرد که: و هم از مشاهیر
علماء عامه که من به تشیع آنان آگاهی یافتم
یکی حافظ ابونعیم محدث اصفهانی صاحب
حلیةالاولیاء است و او از اجداد جدّ من
مجلسی علیه الرحمه است و تشیع او را جد
من از پدر و او از پدران خویش روایت کرده
است. وی ظاهراً از مشاهیر محدثین عامه و
لیکن در باطن از خلّص شیعه بوده و بتقیه
خود را از عامه مینموده است و از این جاست
که کتاب حلیة الأولیاء او محتوی به احادیثی
در مناقب امیرالمؤمنین است که در کتب دیگر
یافت نمی شود و مدار علماء ما در استدلال به
اخبار مخالفین بر استخراج از احادیث این
کتاب اوست و صاحب ریاض العلماء گوید:
این مرد از نبائر شیخ محمدبن بناء صوفی
اصفهانی است و مرادش از شیخ محمد آن
کس است که مدفن او در بقعهٔ مقبرهٔ شیخ
سبنای واقع در محلهٔ خواجو است و در تاریخ
اخبارالبشر آمده است که وفات ابونعیم
اصفهانی از حفّاظ و ابن خیاط از شعراء در
سال ۵۱۷ هـ . ق. بود و این یا از سهو نساخ
است و یا زیادتی است در اصل و محتمل
است که این مرد کسی دیگر غیر صاحب
ترجمه باشد متأخر از او و صاحب همان لقب
و کنیت و یا یکی از احفاد اوست و بمقتضی
قاعدهٔ انساب بنام و کنیت جد خوانده شده
است و در موضع دیگر همان کتاب آید که
وفات ابونعیم اصفهانی از حفاظ و قاضی
ابی زید موسی از حنفیه و امام ابی منصور
ثعالبی و شیخ ابوالفتح بستی از شعرای
معروف در ۴۳۰ هـ . ق. بوده است و این تاریخ
مطابق است با تاریخی که ابن خلکان و غیر او
در تاریخ وفات حافظ ابونعیم مشهور صاحب
الحلیه آورده اند و ابونعیم کنیت صاحب
ترجمه بی خلاف مصغّر است و عمر او ۷۷
سال بوده است و قبر او اکنون معروف است
بمحلهٔ درب الشیخ ابومسعود از محلات
اصفهان در مزار کبیر آنجا مشهور به آب
بخشان و سید امیرلوحی موسوی سبزواری
ساکن اصفهان که با علامهٔ مجلسی معاصر بود
و با او عداوت داشت امر بخراب کردن مقبرهٔ
ابونعیم کرد و از این کار تخفیف و احراق قلب
مجلسی میخواست و مولی نظام الدین قرشی
از شاگردان شیخ بهائی ذکر این مرد را در قسم
ثانی از کتاب رجال خود مسمی بناظم
الاقوال آورده و گوید: قبر او را در اصفهان
دیدم و بر لوح مزار او مکتوب بود: قال
رسول اللََّه صلی اللََّه علیه و آله مکتوب علی
ساق العرش لااله الاللََّه وحده لاشریک له
محمدبن عبداللََّه عبدی و رسولی و ایّدته
بعلی بن ابیطالب رواه الشیخ الحافظ المؤمن
الثقة العدل ابونعیم احمدبن محمدبن عبداللََّه
سبط احمدبن یوسف البنّاء الاصفهانی
رحمه اللََّه و رضی عنه و رفع فی اعلی علیین
درجته و حشره مع من یتولاه من الائمة
المعصومین. و ابن جوزی وفات صاحب
ترجمه را در عشر دوم محرم از شهور سال
۴۰۲ گفته است و این نیز ظاهراً غلطی یا
تصحیفی است -انتهی. و صاحب
قاموس الاعلام کتب ذیل را به او نسبت
میدهد:
حلیةالاولیاء، و گوید این کتابی بزرگ و اثری
جلیل القدر است و ابوالفرج بن الجوزی آنرا
بنام صفةالصفوة اختصار کرده است. دیگر از
کتب او معرفةالصحابة و کتاب دلائل النبوة و
کتاب تاریخ اصفهان و کتاب الطبقات است و
وفات او به سال ۴۰۳ هـ . ق. بوده است
- انتهی. و صاحب کشف الظنون کتاب حرمة
المساجد و کتاب اطراف الصحیحین و کتاب
الدلائل و کتاب الریاضة والادب و کتاب
اربعین و کتاب المسند المستخرج علی
صحیح مسلم و کتاب الصلوة و کتاب المهدی
و کتاب معرفة الصحابة و کتاب زینة
المتعلمین و کتاب المعرفة و کتاب عرف
الوردی فی اخبار المهدی و کتاب دلائل النبوة
و کتاب عمل الیوم واللیلة و کتاب ریاض
المتعلّم و کتاب استخراج بر توحید ابن خزیمه
(بنام المستخرج علی التوحید لابن خزیمة) و
نیز کتاب معجم شیوخ ابی نعیم که آنرا حافظ
ابوبکر محمدبن یوسف بن موسی الغرناطی
معروف به ابن مسدی متوفی به سال ۶۳۳
هـ . ق. در شش مجلد گرد کرده است و آن
کتابی کثیرالفوائد است. کتابی در ردّالغریب
المصنف ابوعبید قاسم بن سلام و کتاب فضائل
الصحابة و کتاب فضل العالم العفیف را به او
نسبت داده و حاجی خلیفه چنانکه رسم و
عادت اوست در غالب این اسماء سال وفات
صاحب ترجمه را ۴۳۰ آورده است و در
بعضی از آن کتب سال وفات ذکر نکرده لکن
در ذیل کتاب اطراف الصحیحین وفات مؤلف
را ۵۱۷ هـ . ق. نوشته است و چنین مینماید که
ابونعیم اصفهانی موسوم به احمدبن عبداللََّه
دوتن باشند چنانکه صاحب روضات نیز
متوجه این امر شده است که وفات یکی از
آندو در ۴۳۰ و دیگری در ۵۱۷ است.