معنی و تعریف
[ زَ زَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از صرف کردن زر. (آنندراج) (بهار عجم): زین اساسی نهی فراخ نه تنگ زرزنی در عمارت گل سنگ. امیرخسرو (از آنندراج).
|| در دو بیت زیر ظاهراً بمعنی زردرنگ شدن، به زردی زدن آمده است : روی و چشمی دارم اندر مهر او کاین گهر می ریزد آن زر می زند.سعدی. چشم و رویم میدهد از حلقهٔ گوشش خبر این یکی در می چکاند و آن دگر زر می زند. جمال الدین سلمان (از آنندراج).
رجوع به زر شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
زر زدن
شماره: 172608
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ زَ زَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از صرف کردن زر. (آنندراج) (بهار عجم): زین اساسی نهی فراخ نه تنگ زرزنی در عمارت گل سنگ. امیرخسرو (از آنندراج).
|| در دو بیت زیر ظاهراً بمعنی زردرنگ شدن، به زردی زدن آمده است : روی و چشمی دارم اندر مهر او کاین گهر می ریزد آن زر می زند.سعدی. چشم و رویم میدهد از حلقهٔ گوشش خبر این یکی در می چکاند و آن دگر زر می زند. جمال الدین سلمان (از آنندراج).
رجوع به زر شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
172608
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی