معنی و تعریف
[ زَ دَ ] (معرب، اِ) معرب زرده. زردک. عصفر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || رنگ زردی که از گیاه عصفر (قرطم) گیرند. ماءالعصفر. (فرهنگ فارسی معین). معرب زرداب: هو مایخرج من المعصفر المنقوع فیطرح و لایصبغ به. (بحر الجواهر، یادداشت ایضاً). || یاقوت. (الجماهر بیرونی ص ۳۴): و البهرمانی [ من الیاقوت ] یشبه بلون البهرمان، و هو الصبغ الخاص الحاصل عن العصفر، دون زردج. (نخب الذخائر سنجاری ص ۳). رجوع به زرده و زردک شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
زردج
شماره: 172493
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ زَ دَ ] (معرب، اِ) معرب زرده. زردک. عصفر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || رنگ زردی که از گیاه عصفر (قرطم) گیرند. ماءالعصفر. (فرهنگ فارسی معین). معرب زرداب: هو مایخرج من المعصفر المنقوع فیطرح و لایصبغ به. (بحر الجواهر، یادداشت ایضاً). || یاقوت. (الجماهر بیرونی ص ۳۴): و البهرمانی [ من الیاقوت ] یشبه بلون البهرمان، و هو الصبغ الخاص الحاصل عن العصفر، دون زردج. (نخب الذخائر سنجاری ص ۳). رجوع به زرده و زردک شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
172493
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی