معنی و تعریف
[ زَ بَ / بِ ] (اِ مرکب) آبی که از بعض جراحات چون زردزخم و جز آن تراود. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). زرداب. آب زرد: اشکی که بباراند از دیده غریبی آن جز همه زردابه و جز خون جگر نیست. ؟ (از جهانگشای جوینی).
رجوع به ترکیب آب زرد، در ذیل کلمهٔ زرد شود. || زردچوبه. سپرک. زریر. (مقدمة الادب زمخشری، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
زردابه
شماره: 172471
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ زَ بَ / بِ ] (اِ مرکب) آبی که از بعض جراحات چون زردزخم و جز آن تراود. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). زرداب. آب زرد: اشکی که بباراند از دیده غریبی آن جز همه زردابه و جز خون جگر نیست. ؟ (از جهانگشای جوینی).
رجوع به ترکیب آب زرد، در ذیل کلمهٔ زرد شود. || زردچوبه. سپرک. زریر. (مقدمة الادب زمخشری، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
172471
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی